سرسره برفی
سلام قشنگ مامان![]()
روز جمعه بعد صبحانه دادن شما حاضر شدیم و اول رفتیم سمت بند دره آخه بابایی می خواست بره سرسره برفی
ولی دیدیم اونجا که خبری نبود
یعنی اون دوروبرا کسی رو با تیوپ ندیدیم
واسه همون برگشتیم و رفتیم سمت بند امیر شاه . به سمت بالا ها ی بند که می رفتیم یکی دوتا چایخونه دیدم که جدید باز شده بود و قراره اگه خدا بخواد هفته دیگه هوا خوب باشه بریم اونجا
خلاصه تو راه یه عده رو دیدیم که یه جای مناسب واسه سور خوردن پیدا کرده بودن و با تیوپ مشغول سر خوردن بودن ما هم وایستادیمو بابایی رفت و اول با سینی بعدشم با تیوپ یکی از همونا سر خورد و کلی واسه خودش کیف کرد![]()
اما چون اون موقع شما تو ماشین خواب بودین زودی برگشتیم تو ماشینو راه افتادیم سمت خونه . بیدار که شدی
مامانی به شما نهار داد و یه کمی هم غلور
نذری که بابایی دیروز از اداره آورده بود و بعدشم مامانی شما رو برد یه حموم حسابی
حموم نگو اتاق سنا
مگه می شد از فسقل خانم عکس گرفت
خلاصه گیتا جونی حوله جدیدش رو افتتاح کرد و بعد حموم و صرف یه شیشه شیر عسل دوباره لالا فرمودن ![]()



اینم از میوه خوردن دخملی ما


دخملی با اسباب بازیهایی مورد علاقش
عاشق این توپ و مرغشه![]()
دسته هنر این هفته مامان
هر روز بهتر از دیروز![]()


بابایی و سرسره برفی
ببین چه کیفی می کنه![]()

دخملک عاشق آب بازی

گیتا جونی تو حوله جدیدش چه جیگری شده![]()
ای بابا این حمومه یا سنا


دخملم لالا داره![]()



سرسره برفی
