مشهد
طبق معمول به خاطر شرایط کاریه بابا برنامه حرکت به مشهد از یکشنبه عصر افتاد به دوشنبه صبح و از دوشنبه صبح به عصر که نهایتا ساعتای 9 راه افتادیم سمت مشهد . نزدیکیای مشهد چون بابا خوابش گرفته بود یه کوچولو توقف کردیم تا بابا یه چرت بزنه و این شد که نهایتا ساعتای 2.5 رسیدیم و رفتیم خونه ی خودمون و تا خوابیدیم شد نزدیکیای صبح شما و بردیا هم چون بیشتره راه خواب بودبن صبح ساعتای 8 بیدار بودین و بیچاره مامان طبق معمول در ارزوی کمی استراحت موند منم صبح بعد یه تمیزکاریه جزئی و خوردن صبحانه رفتم سر وقت اماده کردن نهار شما دو تا وروجک و خودمون که بعد دادن غذا بهتون و اماده کردن لباسا ی 3 نفرمون سریع یه دوش گرفتم و نهار نخورده ( اخه نهار ...
نویسنده :
مامانی گیتا جون و برديا جون
9:17







