سلام نازنین من روز جمعه ساعت 12.5 پرواز داشتیم به مقصد فرودگاه دنیزلی که با یک ساعت تاخیر انجام شد شما هم حسابی خسته بودی طوری که تو فرودگاه امام رو صندلیا که منتظر بودیم چرتت گرفته بود واسه همون شما رو گذاشتیم داخل کالسکه و بردیا هم خواب بغل مامان بود خلاصه بعد 3.5 ساعت پرواز رسیدیم فرودگاه دنیزلی و چون شما تو بغل بابا و بردیا هم تو بغل من خواب بود صبر کردیم تا صف قسمتی که مامور فرودگاه پاسپورت ها رو مهر ورود می زد خلوت بشه و به عنوان اخرین نفرات رفتیم تو صف و بعد مهر ورود رفتیم سالن تحویل بار که اونجا بنده خدا خانمی که مامور فرودگاه بود شما رو بغل کرد تا بابا چمدونا رو تحویل بگیره و کالسکه رو باز کنه و شما بری تو کالسکه و...