گیتا جونیگیتا جونی، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره
برديا جونیبرديا جونی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 12 روز سن داره

ستاره هاي زمینی

.....

قبل رفتن به مطب دكترجهت.... بعد خوردن دارو بعدشم كه اينقدر پسرم جيغ جيغ كردي كه مجبور شديم داروي مسكن رو تو مطب بهتون بديم سوار ماشين كه شديم تا خونه خواب بودي تو خونه هم يه يك ساعتي  خوابيدي و منم خوشحال كه ديگه تموم شد ولي دوباره جيغ و جيغ طوري كه مجبور شدم به منشي دكتر تماس بگيرم كه گفت طبيعيه اثر دارو ي بيهوشي  از بين رفته با ماشين ببرينش بيرون دورش بدين تا خوابش ببره كه خدا رو شكر روي پا گذاشتمت و خوابيدي و از فرداحالت خوب بود و خدا رو شكر از درد خبري نبود   ...
2 دی 1395

يلداي ٩٥

ٍ شب يلدا -خونه بابا جون چون ماماني تازه از مشهد برگشتن شب يلدا اول يه سري رفتيم خونه ماماني و از اونجا هم خونه بابا جون به صرف گوشت داغ  عمو صادق و خاله مينا -عمه سهيلا و عمو امين هم بودن جاي عمه صديقه خيلي خالي بود سر شبي كه عمه صديقه زنگ زد گفت خوش بحالتون جمعتون جمعه طفلكي عمه جون كشيك بود                ...
30 آذر 1395

دورهمي دوستانه

عصر سه شنبه همكاراي مامان امدن ديدن برديا ولي متاسفانه فراموس كردم ازتون عكس بگيرم ده روز گذشته هم بشدت درگير بوديم از لوله كشي گاز اتاق اخري گرفته تا اضافه كردن پره رادياتور به كل خونه بعد اون سرماي شديد هفته قبل -انتقال اتاق خواب به اتاق گوشه تعويض روشويي سرويش مهمان و كلي گچ كاري و طبيعتا كلي هم تميز كاري خلاصه كارايي رو كه بايد تو اين چند ساله مي كرديم و هي پشت گوش مي نداختيم تقربيا بيشترش انجام شد موند فقط كف اتاق شما كه مونديم موكتش كنيم يا پاركت البته اولويت با پاركته  ...
23 آذر 1395