ستاره هاي زمینی

1

و اما ادامه داستان

1397/3/27 14:16
166 بازدید
اشتراک گذاری

امسال چون رستورانی که پارسال افطاری اونجا گرفتیم فقط پنجشنبه جا داشت افطاریمون رو چهارشنبه شب تالار باباجون برگزار کردیم و واسه شام مرغ و قیمه دادیم

بعد افطار و شام هم برای میوه و دسر رفتیم تو محوطه . بابا یه نیم ساعت زودتر از ما رفت که هم بسته های افطاری رو تحویل خدمه بده و هم یه نظارتی روی چیدمان سالن داشته باشه و ترتیب چیدن یه سری میز و صندلی رو هم بیرون بده واسه موقع دسر و میوه

ما هم یه خورده قبل افطار با مامانی و دایی رضا رفتیم تالار

هوا عالی و فواره های حوض هم باز بود . شما و بردیا و طاها و رادین حسابی تو محوطه بازی کردین تو و بردیا دو تا جارو برداشته بودین افتاده بودین دنبال طاها و رادین من بیچاره هم دنبالتون طوری که گفتم خوب شد میز شام رو بیرون نچیدیم

جالب اینکه هر سال افطاریمون می شه اخرین مراسم افطاری و طبق معمول هر ساله یه عکس یادگاری هم انداختیم

پسندها (10)
نظرات (6) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان فریبامامان فریبا
27 خرداد 97 23:56
الهی
پسری چه تیپی زده👑
 
مامان پسملامامان پسملا
28 خرداد 97 13:16
قبول باشه انشاالله
عیدتون مبارک
مامانی گیتا جون و برديا جون
پاسخ
ممنون بر شما هم مبارک همشهریمحبت
مهندس زهرا فرجیمهندس زهرا فرجی
30 خرداد 97 12:48
ای جووونمممممممحبتماشاالله به هر دوشون
مامانی گیتا جون و برديا جون
پاسخ
مرسی خاله جونمحبت
مامان سيد امير علي و سيد امير حسينمامان سيد امير علي و سيد امير حسين
12 تیر 97 8:57
قبول باشه.بسيار عاليآرام
1