ستاره هاي زمینی

گیتا و برديا قند عسل هاي مامان

يلداي ٩٥

ٍ شب يلدا -خونه بابا جون چون ماماني تازه از مشهد برگشتن شب يلدا اول يه سري رفتيم خونه ماماني و از اونجا هم خونه بابا جون به صرف گوشت داغ  عمو صادق و خاله مينا -عمه سهيلا و عمو امين هم بودن جاي عمه صديقه خيلي خالي بود سر شبي كه عمه صديقه زنگ زد گفت خوش بحالتون جمعتون جمعه طفلكي عمه جون كشيك بود                ...
30 آذر 1395

دورهمي دوستانه

عصر سه شنبه همكاراي مامان امدن ديدن برديا ولي متاسفانه فراموس كردم ازتون عكس بگيرم ده روز گذشته هم بشدت درگير بوديم از لوله كشي گاز اتاق اخري گرفته تا اضافه كردن پره رادياتور به كل خونه بعد اون سرماي شديد هفته قبل -انتقال اتاق خواب به اتاق گوشه تعويض روشويي سرويش مهمان و كلي گچ كاري و طبيعتا كلي هم تميز كاري خلاصه كارايي رو كه بايد تو اين چند ساله مي كرديم و هي پشت گوش مي نداختيم تقربيا بيشترش انجام شد موند فقط كف اتاق شما كه مونديم موكتش كنيم يا پاركت البته اولويت با پاركته  ...
23 آذر 1395