گیتا جونیگیتا جونی، تا این لحظه 6 سال و 3 ماه و 17 روز سن دارد
برديا جونیبرديا جونی، تا این لحظه 2 سال و 3 ماه و 8 روز سن دارد

ستاره هاي زمینی

فضولی های فسقل خانم

سلام وروجک مامان دیروز طرفای ظهر یه اتفاق بد برای شما افتاد خونه مامانی که بودیم یه وقت صدای فریادت بلند شد نگو کنار مجمعه مسی دراز کشیده بودی با پات زدی بهش و مجمعه افتاده بود روت اول فکر کردیم افتاده رو دستت ولی یه خورده بعد پیشونیت ورم کرد کلی نگران شدم که نکنه ضربه ای به سرت وارد شده باشه یا خدای نکرده شکسته باشه که خاله بیتا گفت تا فردا صبر کن اگه بیقرار بود و یا .... که نمی خوام حتی بهش فکر کنم بیارش از سرش عکس بگیریم منم تا ساعتای 6 بیدارت نگه داشتم تا احوالت رو تحت نظر داشته باشم که خدا رو شکر حالت خوب بود ولی دیشب تو خواب یه خورده بیقرار بودی البته فقط زمانی که سرت رو از سمت جراحتش می ذاشتی رو بالشت اما صبح که بیدار ...
31 شهريور 1394

اخر هفته ای

سلام عشق مامان برات بگم که خاله زری مامان به همراه شادی جون و بهنام جون و البته همسرشون یه سه روزی هست که امدن بیرجند پنجشنبه شب هم قرار بود برن دیدین خاله رویا و به همین خاطر شب به اتفاق خاله بیتا و مامانی همگی رفتیم اونجا که متاسفانه چون حال همسر خاله زری خوب نبود  نتونستن بیان  مامان بیچاره هم طبق معمول در تموم مدت مهمونی در حال غذا دادن به شما بود البته به کمک دایی رضا که مجبور بود بغل دست من بشینه تا تو به هوای دایی رضا جونت از جات جم نخوری  جمعه شب هم شام همگی به اتفاق خاله اینا دعوت مامانی بودیم دم در خونه مامانی همزمان خاله رویا و عمو علیرضا هم رسیدن و تا چشمشون به من افتاد با ظرف غذا...
21 شهريور 1394

هدایا

هد یه بابایی هدیه خودم هدیه مامانی هدیه بابا جون و مامان جون عروسکای پت و مت هدیه خاله بیتا هدیه خاله رویا هدیه عمه سهیلا و عمو امین هدیه مهزاد جون دختر دایی مامان   هدیه آیدا جون دختر دایی مامان و دخملی گلش گلاله جون   هدیه خاله مامان و فروزان جون هدیه خاله زهرا و فاطمه جون(مادر شوهر خاله رویا) هدیه مریم جون همکار مامان   هدیه خاله عاطی(همکار مامان) هدیه مریم جون و آقا کورش(همکار مامان)   ...
14 شهريور 1394

تولد گیتا جونی با تم باب اسفنجی

  روز پنجشنبه مامان مرخصی بود و از صبح درگیر کارای تولد شما بودیم از تزئین خونه گرفته تا اماده کردن شام که زحمت باد کردن بادکنکاشو بابایی کشید اگرچه که عملا از دو سه روز قبل درگیرش بودیم از خرید وسایل تولد باتم باب اسفنجی و گیفتها (ماسک باب اسفنجی و مدادهای عروسکی ) گرفته تا سفارش کیک تولد و وسایل پذیرایی و شام    سمیه هم پنجشنبه صبح اومد و مشغول نظافت خونه شد . خلاصه با کلی بدو بدو با کمک خاله رویا بیشتر کارا رو روبراه کردیم و خاله رویا ساعتای 4 رفت خونشون تا اماده بشه و منم رفتم سراغ درست کردن ماکارونی ساعت 5.5 هم بابا رفت خونه مامانی دنبال شما و بعدشم کیک و...
14 شهريور 1394

” نازنینم لمس بودنت مبارک “

ای نازنین جواب معمای من تویی تنها چر ا غ روشن شبهای من تویی وقتی دلم گرفت از انبوه ابرها احساس آفتابی دنیای من تویی   زادروزت شیرین، پرعشق و نورآفرین باد   کوچک دوست داشتنی من تا اعماق چشمهایت، آنجا که واقعیت و خیال به هم می آمیزد همانجا که خوشبختی یک راز سر به مهر نیست تا آنجا همراهت خواهم بود   ضمنا امروز تولد خاله بیتا هم هست خاله جون تولدت مبارک قراره ان شاا... فردا شب تو خونه خودمون یه تولد کوچولو برای شما بگیریم   ...
11 شهريور 1394

سالروز ولادت امام رضا

سلام ملوسک مامان دیروز (سالروز ولادت امام رضا) ساعتای 5.5 به اتفاق مامانی رفتیم خونه خاله رویا. ساعتای 6 خانمی که قرار بود مولودی بخونه امد و یه برنامه بسیار زیبا و شاد اجرا کرد که کلی با اونچه ذهنیت من از مولودی بود فرق داشت     بعد پذیرایی و رفتن خانم مداح بزن برقص ماها شروع شد و تا ساعتای 7.5 طول کشید بعدشم نخود نخود هر کسی رفت سوی خودشو به این ترتیب رسما زندگی مشترک خاله جون شروع شد                         &...
5 شهريور 1394

خاله رویا هم پر

سلام عشق مامان این دوسه روزه درگیر چیدن خونه خاله رویا بودیم و فردا شب مصادف با سالروز ولادت امام رضا خونشون یه جشن کوچولو دارن و خاله رویا رسما می ره سر خونه زندگیش ان شاا... به سلامتی     این هم فسقل خانم در حال خوردن اواین ابمیوه پاکتی که تا حالا خورده               ...
3 شهريور 1394
1